![]() |
![]() |
|
| وبلاگ اختصاصی دانشجویان نقشه برداری (82) دانشگاه تبریز |
|
می چرخم ، در خلاف جهت عقربه های ساعت، رو به عقب، و می رسم به زمانی که تو را داشتم . . . و من خوشم به این دوران های پادساعتگرد...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 9:50 توسط خودم |
|
|
بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان ... بهار
پی نوشت ندارد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 11:8 توسط خودم |
|
|
بوسه یهودا و اشکهای نیچه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 1:5 توسط زیارتی |
|
|
دوازده پیام برای متولدین دوازده ماه سال: برای فروردین: که به جهان بیاموزد عشق "معصومیت" است واز جهان بیاموزد که عشق "اعتماد" است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 1:2 توسط زیارتی |
|
|
۱- بزرگی عدد یک میلیارد : اگر از یک تا یک میلیارد بشماریم و هر عدد را در یک ثانیه بگوییم و از بدو تولد بشماریم 31 سالگی به یک میلیارد می رسیم. حال شما عدد یک میلیون و صد و پنجاه و هفت هزار و سیصد چهل و نه را در یک ثانیه بگویید. ۲ – طول کهکشان راه شیری : طول کهکشان راه شیری برابر است با 1000000000000000000 کیلومتر ۱- اگر این مسیر را به قطار ساخت ژاپن که در ساعت 400 کیلومتر راه می رود بپیماییم 285388127900 سال طول می کشد و اگر هر فرد 100 سال عمر کند و از اول زندگی رانندگی کند این قطار 2853881279 راننده لازم دارد. ۲- اگر با پیکان که 100 کیلومتر راه می رود می شود 4 برابر بالا ۳- اگر این مسیر را اسکناس دو هزار تومانی بچینیم که طول هر اسکناس 0.00016 کیلومتر است تعداد 6250000000000000000000 اسکناس به ارزش 12500000000000000000000000 تومان می شود. که با این پول می شود 127000000000000 پیامک فرستاد. که با این تعداد می شود به هر نفر در جهان حدود 18221 پیامک فرستاد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:59 توسط زیارتی |
|
|
سپندارمذگان چه روزیه ؟ سپندارمذگان از کجا آمده ؟ سپندار مذ [سپندارمزد] لقب زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد ، همچون مادران که با گذشت و فروتنی فرزند خود را در بر میگیرند. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان [سپندارمزدگان] را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، “مهرگان” لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ [سپندارمزد] یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. پندار مذگان [سپندار مزد] جشن زمین و گرامیداشت مقام مادر است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز مردان زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، و براشون هدیه می بردند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:58 توسط زیارتی |
|
|
استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید : خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟ یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد. حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ درعوض من چه باید بکنم ؟ شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است . اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید . اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید. • دوست من ، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری . • زندگی همین است! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:54 توسط زیارتی |
|
|
سلام به همه دوستان
سال نوی همه مبارک برای همه سال خوبی رو آرزو می کنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:51 توسط زیارتی |
|
|
نگران من نباش ٬ پی نوشت۱:نمی دونم هر وقت دلم می گیره میام اینجا یا هر وقت میام اینجا دلم می گیره!!! به هر حال الان دلم گرفته! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 15:30 توسط خودم |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:1 توسط خودم |
|
|
مطالبی که می خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان هست.
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
---------------------------------------
منبع: ژئومپیا پی نوشت : حتما به این ژئومپیا یه سر بزنید. مطالب جالبی داره. از جمله ترفند های اتوکد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 14:36 توسط خودم |
|
|
دخترها :
توی ماهیتابه روغن می ریزند اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن می کنند تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه می ریزن چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن پسرها :
توی کابینتهای بالایی آشپزخانه دنبال ماهیتابه می گردن توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه می گردن و بالاخره پیدایش می کنن ماهیتابه رو روی اجاق گاز می گذارن توی ماهیتابه روغن می ریزن توی یخچال دنبال تخم مرغ می گردن یه دونه تخم مرغ پیدا می کنن چند تا فحش میدن دنبال کبریت می گردن با فندک اجاق گاز رو روشن می کنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخانه رو بر می داره ماهیتابه رو می شورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی می داد!) ماهیتابه رو روی اجاق گاز می ذارن و توش روغن واقعی می ریزن تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخانه پهن شده رو با دستمال پاک می کنن چند تا فحش می دن و لباس می پوشن میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و بر می گردن تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن روغن سوخته رو می ریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه می ریزن تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه می ریزن دنبال نمکدون می گردن نمکدون خالی رو پیدا می کنن نمکدون رو پر از نمک میکنن صدای گل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون سریع بر می گردن توی آشپزخانه تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل می ریزن ماهیتابه را می ندازن توی ظرفشوئی دنبال ظرفهای مسی می گردن قابلمه مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن تخم مرغ می ریزن چند دقیقه به تخم مرغها زل می زنن یاد نمک می افتند میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون بر میدارن چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخانه روی باقی مانده تخم مرغی که کف آشپزخانه پهن شده بود لیز می خورن چند تا فحش میدن و بلند میشن نمکدون شکسته رو توی سطل می ندازن قابلمه رو بر میدارن و بلافاصله ولش می کنن چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب می گیرن با یه پارچه قابلمه رو بر میدارن پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش می کنن بالاخـــــــره نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش می دنپی نوشت : این مطلب بامزه رو از اینجا کش رفتم!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 17:16 توسط خودم |
|
|
به درخواست دوست خوبم مینا خانم فایل pdf جزوه ی matlab رو تو بلاگ قرار دادم. امیدوارم برای همه مفید باشه. می تونید جزوه رو از اینجا دانلود کنید.
پی نوشت ۱: زلفی جان ببخش دیر شد. (از این آیکون ها که شرمنده اند) ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 16:35 توسط خودم |
|
|
یکی بود یکی نبود مهربونم منو به خاطر نبودنم به بودن خودت ببخش... پی نوشت: این روزا و شبا اگه بودید مارو از دعای خودتون بی نصیب نذارید. همین |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 15:4 توسط خودم |
|
|
این مطلب اصلا" هیچ ربطی به نقشه برداری نداره اما به نظرم برای زنگ تفریح جالبه
آنچه در زير میآيد، پاسخ بچهها به سوالاتی درباره ازدواج است:
چگونه تصميم میگيريد با کسی ازدواج کنيد؟ «آدم بايد کسی را برای ازدواج پيدا کنه که او هم همان چيزهايی که آدم دوست دارد را دوست داشته باشه. مثلاً اگر شما تماشای فوتبال را دوست دارين، او هم بايد اين که شما تماشای فوتبال را دوست دارين دوست داشته باشه و مرتب برايتان آجيل و چای بياره.» آلن، 10 ساله
سن مناسب برای ازدواج چيست؟ «هيچ سنی برای ازدواج خوب نيست، آدم بايد ديوونه باشد که ازدواج کنه.» کريستين، 6 ساله
يک آدم غريبه در يک مهمانی از کجا میفهمد که دو نفر با هم زن و شوهرند يا نه؟ «افراد متأهل معمولاً از صحبت کردن با افراد ديگر خوشحال به نظر میرسند.» کاميلا، 6 ساله
«کار سادهای نيست و بايد دقت کرد. مثلاً بايد ديد بچههايی که خانوم سرشان داد میکشد و آنها را دعوا میکند همان بچههايی هستند که آقا هم سرشان داد میکشد يا نه» دريک، 8 ساله
به نظر شما پدر و مادرتان در چه چيزی با هم اتفاق نظر دارند؟ «هر دوشون ديگه بچه نمیخوان» لاری، 8 ساله
مردم معمولاً در اولين ملاقاتشان چکار میکنند؟ «در اولين قرار ملاقات، فقط به هم دروغ میگن. و اين دروغها معمولاً به قدر کافی اشتياق ايجاد میکنه که قرار ملاقات دوم را بگذارند.» مارتين، 10 ساله
بهتره آدم مجرد بماند يا ازدواج کند؟ «دخترها بهتره مجرد بمونن ولی پسرها نه. اونها احتياج به کسی دارند که براشون غذا بپزه و خونه را براشون تميز کنه.» آنيتا، 9 ساله
اگر مردم ازدواج نکرده بودند الان دنيا چه تفاوتی داشت؟ «من نمیدونم ولی مطمئناً بچههای زيادی بودند که میتونستن براتون توضيح بدن» کوين، 8 ساله
«يه چيزيش رو مطمئنم که فرقی نمیکرد. باز هم پسرها دنبال ما میاومدن» سوفی، 7 ساله
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:50 توسط زیارتی |
|
|
همه قسم بخورید.... از اونجايي که هممون مهندس شديم گفتم بد نيست سوگند نامه مهندسي را مرور كنيم! اگه فقط به يكي از بندهاي بالا عمل كرده باشيد، به شما تبريك ميگم. سوگند نامه مهندسي من با آگاهي کامل از نقش و تاثير مهندسي در سازندگي و توسعه پايدار جهان، رفاه و آسايش انسان، حفظ جهان هستي از آلودگي هاي زيست محيطي و تامين شادي پايدار و دراز مدت خود و ديگران، اينک که به عنوان مهندس خدمت خود را آغاز مي کنم به پروردگار جهان سوگند ياد مي کنم که: 1. همواره در سراسر زندگي شغلي، حرفه اي و اجتماعي خود بدين سوگند وفادار باشم. 2. به انسان، به عنوان يک موجود صاحب خرد و شگفت انگيزترين پديده آفرينش بيانديشم، صديق و واقع بين باشم و به هيچ اقدامي که به انسان و انسانيت آسيب رساند، مبادرت نورزم. 3. دانش مهندسي و تجربه حرفه اي خود را که ميراث مشترک بشري است، مغتنم دانم و کوشش کنم تا آن را به روز نگهدارم و در حد توان خود به گنجينه دانش و تجربه هاي سودمند بشري بيفزايم. 4. ايران زادگاه من است که در آن زاده و پرورده شده ام، کوشش خواهم کرد که دين خود را به سرزمينم، مردمانم، نياکانم، و آيندگان ادا کنم. 5. در طول زندگي حرفه اي خود تلاش کنم تا نقش موثري در توسعه پايدار کشورم داشته باشم. 6. در حد توان به دانشگاه که مربي علمي و فني من است و به کساني که پس از من در اين مکان مقدس پرورش خواهند يافت، خدمت کنم. 7. سرمايه هاي هستي، چون ماده، انرژي، محيط زيست و نيروي کار را سرمايه هاي تمام بشر بدانم، و در حفظ و کاربرد درست و بهسازي آنها کوشش نمايم. 8. در تمام فعاليتهاي مهندسي خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، سرعت عمل، حفظ منابع اجتماع و حقوق ديگران را مراعات کنم و سلامت، ايمني و آينده نسلها را در نظر داشته و به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خويش را در منافع عام جستجو کنم، رشوه خواري و ساير رذايل اخلاقي را طرد و براي زحمات خود ارزش مادي اي در حد معقول و متعارف طلب کنم. 9. در تمام کوشش هاي مهندسي خود از دانش روز و آخرين يافته هاي فني آگاه شوم و آنها را با ابتکار، خلاقيت و نو آوري در طراحي، برنامه ريزي و اجرا بکار بندم. 10. در تمام کوشش هاي مهندسي خود استانداردها را مراعات و تنها در حيطه دانش و توانايي خود کار قبول کنم و تنها مدارکي را امضا کنم که به آنها احاطه فني کامل دارم. در مواردي که منع قانوني و حق مالکيت اختصاصي وجود ندارد، دانش خود را آزادانه و به صورت رايگان منتشر کنم و در اختيار ديگران قرار دهم. 11. در اداي وظايف حرفه اي محول شده، متعهد، مسئوليت پذير، مشارکت پذير و رازدار باشم. 12. محيطي پر از محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگذاري بي ريا به مردم و وطنم را بوجود آورم و همکاران خود را بدون توجه به مليت، نژاد، مذهب، جنسيت، سن و عقيده دوست بدارم و ارزش هاي انساني را در خود و در آنان پرورش دهم. 13. در کوششهاي مهندسي خود هميشه فردي متواضع باشم و موفقيتهاي به دست آمده را علاوه بر سعي و کوشش خود مرهون تلاش همکاران و نظام آفرينش بدانم و از آنان قدرداني و سپاسگذاري کنم. 14. در تمام کوششهاي مهندسي خود جويا و پذيراي نقد و اظهار نظر صادقانه همکاران باشم و از لطمه زدن به حيثيت، شهرت، دارايي يا اشتغال ديگران پرهيز و از اقدامات بد خواهانه براي آنان خوداري کنم. 15. از کوشش هاي فرهنگي و فعاليتهاي اجتماعي که به منظور توسعه رفاه عمومي انجام مي گيرد، استقبال و در آنها شرکت کنم. 16. همکاران خود را به رعايت اصول اخلاق مهندسي و وجدان حرفه اي تشويق کنم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:44 توسط زیارتی |
|
|
خدا... از خدا خواستم عادتهای زشت را ترکم بدهد I asked God to take away my habit از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد I asked God to make my handicapped child whole از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند I asked God to grant me patience گفتم: مرا خوشبخت کن I asked God to give me happiness از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند I asked God to spare me pain از او خواستم روحم را رشد دهد I asked God to make my spirit grow از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم I asked God for all things that I might enjoy life از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم. I asked God to help me love others, as much as He loves me
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:40 توسط زیارتی |
|
|
وقتی از تو حرف می زنم تمام فعلهایم ماضی می شوند، کمی نزدیک تر بنشین، |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:47 توسط خودم |
|
|
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد الا که راز خدایی خدا کند که بیایی...
پی نوشت: عید همگی شدیداً مبارک |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 16:7 توسط خودم |
|
|
این جانب "خودم" بر خود لازم می دانم خود را همینطور هی مزید بر امتنان جمیع نقشه برداری خوانده های 82 ای تبریز کنم! از بس که کامنت گذاشته اند این جماعت! و کامنت دونی "نقشه برداری 82" را فول نموده اند. انقدر کامنت ها فراوان است که همون جانب فرصت خواندن و تایید آنها را ندارد! باور کنید! این بی معرفتی برو بچ را به بزرگی خود می بخشیم و همه را می گذاریم به حساب شلوغ شدن سرشان و بالا رفتن کلاسشان (!) (خداوند از کلاس بالایی کمشان نکناد!) !!! شما هم غیبت کبرای مرا(!) بگذارید به حساب اینکه نمی خواستم "نقشه برداری 82" که یک وبلاگ گروهی است تبدیل شود به وبلاگ شخصی "خودم" و همه ی پستها به سلیقه و ذائقه ی یک نفر گذاشته شود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 7:29 توسط خودم |
|
|
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد...
پی نوشت: هیچ کدوم از نویسندگان وبلاگ مطلبی نداره؟!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:11 توسط خودم |
|
|
HyperTerminal برنامه اي است كه توسط آن مي توانيد با استفاده از خطوط تلفن (و بدون نياز به اينترنت) فايلهايي را از هر نوع به دوستانتان ارسال و يا از آنها فايلهايي را دريافت نماييد.
شايد شما هم از ارسال فايلها توسط ابزار ذخيره سازي (مانند CD، ديسك و...) خسته شده ايد در اين قسمت قصد داريم به بررسي يكي از قابليتهاي جذاب و كمتر شناخته شده ويندوز كه توانايي بالايي در ارسال و دريافت فايلهاي مختلف به نام Hyper Terminal بپردازيم. HyperTerminal چيست؟ HyperTerminal برنامه اي است كه توسط آن مي توانيد با استفاده از خطوط تلفن (و بدون نياز به اينترنت) فايلهايي را از هر نوع به دوستانتان ارسال و يا از آنها فايلهايي را دريافت نماييد. در صورت كار با اين برنامه در بسياري از موارد شما ديگر نيازي به استفاده از اينترنت نخواهيد داشت، بنابراين قادريد در هزينه هاي اتصال به اينترنت تا حد زيادي صرفه جويي كنيد. برنامه Hyper Terminal به صورتي كاملاً ساده و آسان طراحي گرديده به صورتي كه شما با چند بار كار كردن با آن مي توانيد با نحوه كار كاملاً آشنا گرديد. نكته: براي استفاده از HyperTerminal شما به امكانات خاص نياز نداريد فقط كافي است كه كامپيوتر شما و فردگيرنده به يك مودم مجهز باشد تا شما از طريق خط تلفن فايل مورد نظرتان را ارسال و يا دريافت نماييد. نحوه استفاده از Hyper Terminal براي فعال نمودن HyperTerminal در ويندوز xp به روي كليد Start كليك نموده و از منوي كشويي ظاهر شده به ترتيب Accessories All programs < Hyper Terminal> Communications را انتخاب كنيد تا پنجره Connection Description در روي صفحه نمايش ظاهر گردد. در كادر فوق يك نام را براي اتصال وارد كرده و از قسمت Icon يك آيكون را به دلخواه انتخاب نموده و بر روي كليد OK كليك كنيد. در پنجره Connect To از منوي كشويي Country / region كشور محل سكونت خود ( كه در اينجا IRAN را بايد انتخاب نماييد مگر اينكه خارج از ايران زندگي مي كنيد) ، AreaCode كد كشور، phonenumber شماره تلفن تماس و از منوي ConnectUsing ابزار مورد استفاده (كه در اين جا مودم مي باشد) را انتخاب كرده و برروي كليد OK كليك نماييد. نكته: در قسمت phone number شما بايد شماره تلفن شخصي كه مي خواهيد براي او فايل مورد نظرتان را ارسال كنيد را وارد نماييد. در پنجره Connect شما كافي است بر روي كليد Dial كليك كنيد تا شماره گيري انجام گيرد. در اين مرحله در صورتي كه مي خواهيد تغييري در شماره تلفن تماس و يا محل سكونت خود دهيد كافي است برروي كليدهاي Modify يا Dialing properties كليك كرده و در كادرهاي محاوره اي ظاهر شده تغييرات مورد نظر را اعمال نماييد. بعد از چند لحظه شماره گيري توسط مودم انجام مي شود. تنظيماتي كه فرد گيرنده بايد انجام دهد براي دريافت يك فايل از طريق HyperTerminal فقط كافي است در پنجره اصلي برنامه از منوي Call گزينه Wait For a Call را انتخاب نماييد. بعد از چند لحظه شما مي توانيد فايلهاي ارسالي را دريافت كنيد. ارسال فايلها بعد از اينكه در پنجره Connect تنظيمات مربوطه را انجام داديد و توسط شماره گيري به شماره مربوطه متصل شديد. براي مشخص كردن فايلهاي ارسالي از منوي Transfer گزينه Send File را انتخاب كنيد تا كادر محاوره اي Send File در روي صفحه نمايش ظاهر گردد. در كادر محاوره اي ظاهر شده براي انتخاب فايل مورد نظرتان بر روي كليد Browse كليك كنيد تا كادر محاوره اي Select File to Send در روي صفحه نمايش ظاهر گردد. در كادر محاوره اي فوق شما كافي است فايل مورد نظرتان را انتخاب نموده و بر روي كليد Open كليك نماييد و در كادر محاوره اي Send file بر روي كليد Send كليك كنيد تا عمل ارسال انجام پذيرد. ارسال پيغام به صورت متن بعد از اينكه به شماره مورد نظرتان متصل شديد در پنجره اصلي برنامه Hyper Terminal شما به صورت مستقيم مي توانيد متن مورد نظرتان را تايپ نماييد. متن تايپي در اين قسمت براي دوست شما كه به كامپيوتر او توسط برنامه Hyper Terminal متصل شديد نيز قابل مشاهده مي باشد. مشخص كردن محلي براي ذخيره سازي فايلهاي دريافتي شما به سادگي مي توانيد محلي را براي ذخيره سازي فايلهاي دريافتي از طريق برنامه را به صورت پيش فرض تعريف نماييد. براي اين منظور از منوي Transfer گزينه Receive File را انتخاب نماييد تا كادر محاوره اي مربوطه در روي صفحه نمايش ظاهر گردد. در كار محاوره اي فوق شما با كليك نمودن كليد Browse مي توانيد محلي را براي ذخيره سازي فايل دريافتي تعيين نماييد. ذخيره سازي اتصال بعد از برقراري ارتباط از طريق برنامه Hyper Terminal، شما مي توانيد اتصال فوق را براي استفاده مجدد ذخيره نماييد. براي اين منظور از منوي كشويي File گزينه Save را انتخاب كنيد. با اين كار اتصال شما با اسمي كه شما براي آن مشخص نموده ايد ذخيره مي گردد، براي برقراري اتصال براي دفعات آتي، در زير منوي Accessories < All Programs > Start HyperTerminal Communications كافي است به روي نام اتصال فقط كليك كنيد. قطع نمودن اتصال بعد از اينكه فايل هاي مورد نظرتان را براي دوستانتان ارسال كرديد و يا از آنها دريافت كرديد، براي قطع نمودن اتصال به روي گزينه Disconnect كليك نماييد تا اتصال شما قطع گردد. نوار ابزار برنامه Hyper Terminal در نوار ابزار برنامه HyperTerminal مجموعه دستورات پراستفاده به صورت آيكونهايي در دسترس شما قرار گرفته است. در صورتي كه نوار ابزار برنامه در زير نوار منوها وجود نداشت از زير منوي View گزينه Toolbar را انتخاب كنيد. پی نوشت: اینم یه مطلب کاربردی.حالا هی بشینید بگید مدیر وبلاگ بَده !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 12:37 توسط خودم |
|
|
اگر دگرگونی در نگاه و دلت رخ داد وگر نه به تقویم ها نمی شود اعتماد کرد...
پی نوشت: به خاطر این تاخیر منو ببخشید.مسافرت بودم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 11:2 توسط خودم |
|
|
هر کسی گمشده ای دارد، و خدا گمشده ای داشت. هر کسی دو تاست، و خدا یکی بود. و یکی چگونه می توانست باشد؟ هر کس به اندازه ای که احساسش می کنند هست، و خدا کسی را که احساسش کند نداشت. عظمت ها همواره در جستجوی چشمیست که آن را ببیند. خوبی ها همواره نگران آنکه بفهمد. و زیبایی همواره تشنه ی دلی که به او عشق ورزد. و قدرت نیازمند کسی استت که در برابرش رام گردد. و غرور در جستجوی غروری که آن را بشکند. و خدا عظیم بود و زیبا و پر اقتدار و مغرور، اما کسی نداشت. خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند؟ زمین را گسترد و آسمان را بر کشید کوهها برخاستند و رود ها سرازیر شدند و دریا ها آغوش گشودند و طوفان ها برخاست و صاعقه ها در گرفت. و باران ها و باران ها و باران ها. "در آغاز هیچ نبود.کلمه بود و آن کلمه خدا بود ". و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود. و خدا بود و با او عدمی بود. و عدم گوش نداشت. و حرفهاییست برای گفتن که اگر گوشی نباشد گفته نمی شوند. و حرف هاییست برای نگفتن که که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند. و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هاییست که برای نگفتن دارد. حرفهای بی قرار و طاقت فرسا که همچون زبانه های بی تاب آتشند. کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند. اینان در جستجوی مخاطب خویشند. اگر یافتند آرام می گیرند و اگر نیافتند روح را از درون به آتش می کشند. و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت. و درونش از آن ها سرشار بود. و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟ و خدا بود و عدم. جز خدا هیچ نبود. و خدا تنها بود. و... هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت...
پی نوشت 1: چه حس با شکوهیه اینکه آدم بدونه گمشده ی خداست! پی نوشت 2: کاش می فهمیدیم که گمشده ی ما هم خداست! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:17 توسط خودم |
|
|
روز اول مدرسه از همه پرسیدن : می خوای چی کاره بشی؟ مثل شما.
۵ اسفند روز مهندس مبارک. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 14:27 توسط خودم |
|
|
(البته دوستان همه استادن ولی حالا...) گام صفرم:عضویت در یک وبلاگ گروهی. برای این کار باید از مدیر یک بلاگ گروهی بخواهید شما را به عضویت وبلاگ در آورده ، نام کاربری و کلمه ی عبوری را به شما اختصاص دهد. (البته خیلی هم باید اصرار کنید تا راضی بشه ها !!!) گام اول: ورود به سایت بلاگفا گام دوم: وارد کردن نام کاربری و کلمه ی عبور. نحوه ی ورود به بخش مدیریت یک وبلاگ گروهی قبلا ( اینجا کلیک کنید) شرح داده شده. گام سوم: انتخاب گزینه ی "پست مطلب جدید" و... بقیه ی مراحل ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:7 توسط خودم |
|
|
دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 10:8 توسط خودم |
|
|
باید بگم از همون اول (یعنی موقع زدن کلنگ بلاگ!) به فکر مرامنامه بودم. چون اساسا برای کار تو یه بلاگ گروهی نیاز به یک سری قوانین هست. اما قصد من این بود که بلاگ تا حدودی پا بگیره بعد با همفکری دوستان یک مرامنامه ی درست و حسابی طراحی بشه. چون وضع این قوانین توسط یک نفر گذشته از اینکه کار سختیه ، درست هم نیست. چون نظر همه ی اعضا محترمه. با وضعی که کامنتها پیدا کردن گویا الان وقتشه که در این مورد دست به کار بشیم. باتشکر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 15:22 توسط خودم |
|
|
با سلام خدمت نقشه ای های عزیز خوشحالم که بعد از مدیر وبلاگ اولین نفری هستم که مطلب میذارم و برا دوستای عزیزم می نویسم خیلی عالی میشد اگه بروبچ نقشه از به کار بردن اسم مستعار و کامنت گذاشتن به جای بقیه خودداری میکردند تا فضا مسموم نشه چون اینجوری با گذر زمان این وبلاگ و این ابتکار جالب خانم نیک صفات محلی میشه برا تسویه حساب اعضا خصوصا اعضای محترم هیئت با هم دیگه!!!! جون من مارکوپولو و منتقد۱ و کریستیان و ماد و...رو بی خیال بشید با این که میدونم "نرود میخ آهنی در سنگ"چون دیگه مرامی همکلاسیامو بهتر از همه میشناسم ولی لااقل یه خواهشی کردیم که فردای قیامت از شفاعت هیئتیون برخوردار باشیم. قابل توجه پسرای کلاس: گوش بکنین داره میاد یه صدایی از تو کلاس یکی بره گوش بکنه... صدا میگه............. یا مثلا در روز دیدار.......... نعره زنم هوهو کنم از ته زنم ریش و سیبیل شیرجه تو واکس مو کنم تا مهر اون به دل نشست مجنون اون لیلی شدم بهر رهایی از غمش دلقک نشم چیکار کنم؟! ... مرامی یادتونه بچه ها؟!سال دوم اتاق۱۵ باهنر حلقه های سینه زنی هیئتیونو مداحی و ممد دهقان و بابک فاتح و... گیر دادنای حسین کرمانیانو مشت های مارپیچی رضا حسن زاده و ضایع کردنای حسن علیزاده و موج نو رضا حبیبیو تلپ شدنای منو ایوب و فوتبالو دور توپ چرخیدن و بوفه داوود و ... یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم دی 1386ساعت 20:48 توسط سلمانیان |
|
|
مثل sms ها ٬ که گاهی پیامی ندارند و فقط ارسال می شوند تا باور کنیم اونی که فکرشو نمی کنیم الان به یادمونه ٬ پست ها هم گاهی پیامی ندارند و فقط گذاشته می شوند که بدانیم مدیر وبلاگ هنوز زِندَس!!!
پی نوشت۱: به خاطر دیربه دیر آپ شدن از همه عذر می خوام. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم آذر 1386ساعت 12:50 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| نقشه برداریّه |
|
هدف از تا’سیس این وبلاگ حفظ ارتباط فارغ التحصیلان نقشه برداری (82) دانشگاه تبریزه.این ارتباط می تونه در مورد مسائل تخصصی نقشه برداری باشه.یا در مورد پروژه ها و یا آخرین یافته های علمی(!!!) دوستان. و یا در مورد هر مسئله ی دیگه.البته با رعایت شئونات اسلامی (!!!)
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مثلا علمی عمران نقشه 82 ای! متفرقه |
| نقشه برداریّون |
|
خودم مریم حسینی قاری نیت رحیق دهقان غفاری امیر شهرام سلمانیان زلفی زیارتی |
|
RSS
|